قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3355
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال پانصد و شصت و نهم از رحلت خير البشر « 1 » و در ماه محرّم اين سال صلاح الدّين مدينهء آمد را محاصره نمود . و باعث بر رفتن او بر سر شهر آمد ، نور الدّين محمّد بن قرا ارسلان بود ؛ چه ، ملك صلاح الدّين به او وعده كرده بود كه « آمد را گرفته به تو خواهم داد . » بنابراين ، او در اين باب بواعث مىانگيخت و ترغيبات از براى رفتن [ 146 الف ] صلاح الدّين به آن صوب مىگفت ، تا آنكه در اين سال سلطان صلاح الدّين متوجّه آن صوب گرديد . اگرچه از تاريخ ابن اثير جزرى چنين معلوم مىشود كه سلطان صلاح الدّين در هفدهم شهر ذيحجهء سال سابق در دور آن قلعه مسمّى به آمد نزول نمود ، امّا به هر تقدير تسخير آن از جمله وقايع اين سال بود . و چون سپاه صلاح الدّين استحكام آن قلعه را ملاحظه كردند با يكديگر گفتند كه گرفتن اين شهر مقدور بشر نيست . سلطان صلاح الدّين خود نيز بعد از مشاهدهء آن يقين كرده بود كه گرفتن آن به جنگ ممكن نيست . امّا چون بخل والى آن بلده ، ابن نيسان « 2 » ، زياده از آن بود كه سخاوت حاتم طى . پس سپاه او از وى بسيار ناراضى بودند و همه ميل آن داشتند كه سلطان صلاح الدّين شهر را متصرّف شود و ابن نيسان به دست وى گرفتار آيد . لهذا چون سلطان صلاح الدّين شهر را محاصره كرد و جنگ انداخت ، سپاه ابن نيسان از وى مرسومات خود را مطالبه نمودند . او در جواب ايشان گفت كه « سپاه بيگانه شهر شما را محاصره نموده ، براى خلاصى خود از جنگ ، از من مرسوم براى چه مىخواهيد ؟ » ايشان در جواب او گفتند كه « اين كسى كه شهر را محاصره نموده كافر نيست كه ما از براى استخلاص خود جنگ كنيم ، بلكه
--> ( 1 ) . ق : عليه و آله التحية من الملك الاكبر . ( 2 ) . م : ابن بنيان ؛ ق : ابن سنان . وى بهاء الدّين بن نيسان بود .